بایگانی موضوعی: دیالوگ

دی
۰۸

زن‌ها

- اگر می‌خواهی خبری زود به گوش این و اون برسه، تلفن کن، تلگراف بزن یا به یه زن بگو ایو آردن / زن‌ها در باد / ۱۹۳۹ پی‌نوشت: این انتشار خودکار وردپرس است  وگرنه من هم اکنون در پادگان هستم

آذر
۰۴

سگ

abbot-and-costello

- چند بار بهت گفتم که بدون پوزبند سگ رو نبر بیرون – راستش پوزبند را بستم، ولی نمی تونستم نفس بکشم باد ابوت و لو کاستلو / ریو ریتا / ۱۹۴۲

آبان
۱۱

شتر

Camel

این احمقانه ترین فیلمیه که تا حالا توش بازی کردم. شتری که رو به دوربین حرف میزند / جاده ای به مراکش / ۱۹۴۲

آبان
۰۳

ازدواج ۲

Laurel Hardy

- مگه بهت نگفتم که می خوام ازدواج کنم؟ -  با کی؟ – خب معلومه، با یه زن. تا حالا شنیدی کسی با یه مرد ازدواج کنه؟ – البته. – کی؟ – خواهرم. الیور هاردی و استن لورل / مردان خوش قدوبالا / ۱۹۳۱

مهر
۲۴

نصیحت ۱

silvester-cat

- پسرم، حالا که بچه بزرگی شدی وقتش رسیده که بشینیم و درباره بعضی از معماهای زندگی حرف بزنیم. – بله پدر، خب چی می خواستی بدونی؟ سیلوستر گربه و بچه اش / کی بچه گربه کیه؟ / ۱۹۵۲

« نوشته‌های قدیمی‌تر

نوشته‌های جدیدتر »