مرداد
۱۳

خواب اقاقیا

 

دخترهایشان چشم‌های درشت خندان داشتند و پیراهن‌های سفید بلند با گلهای قرمز و آبی آسمانی. صورت‌هایشان شاداب و خستگی در کرده بود٬ انگار که همین الان از استخر درآمده‌اند٬ تازه از ییلاق برگشته‌اند٬ همین الان از سر بازی با گربه حنایی از روی قالی بلند شده‌اند. چشم‌هایشان آرام٬ نترس و بی خیال بود٬ مثل اینکه هیچ وقت گذارشان به بخش تزریقاتی نیافتاده است٬ زالویی و حجومتی را ندیده‌اند٬ از کنار آب انبارهای سیاه جنی در شب نگذشته‌اند٬ به سر خاک نرفته‌اند و معنی نوشته های زغالی روی دیوارها را نمی‌دانند. مثل این که همه‌اش چیزهای خوب دیده باشند٬ فیلم‌های رنگی دیده باشند. همه‌اش به گردش و مهمانی رفته باشند٬ غروب‌ها سر پل بستنی وانیلی و مغز بادام خورده باشند.

ایستگاه آبشار – پرویز دوایی

 

اسفند
۱۸

خر

فرمانده محافظین: اون میتونه حرف بزنه؟

خر: درسته، احمق! الان من یه خر سخنگوی پرنده ام! شما حتما یه خرمگس دیدین، ممکنه حتی یه ابرپرنده دیده باشین، ولی شرط می بندم هیچ وقت یه خر پرنده ندیدین! ها، ها!

 

جیم کامینگز (فرمانده محافظین) ادی مورفی (خر) / شرک / ۲۰۰۱

بهمن
۰۲

توریست

کن: میای بالا؟

ری: اون بالا چیه؟

کن: یه منظره.

ری: منظره چی؟ منظره پایین اینجا؟ من اون پایین را از همین جا می‌تونم ببینم.

کن: ری٬ تو بدترین توریست در تمام دنیا هستی.

ری: کن٬ من در دوبلین بزرگ شدم. من عاشق دوبلین هستم. اگه من در یه مزرعه بزرگ شده بودم٬ و اون یه جای دورافتاده بود٬ بروژ ممکن بود من را تحت تاثیر قرار بده ولی من نیستم٬ پس اون نمیتونه.

کالین فارل (ری) و برندن گلسن (کن) / در بروژ / ۲۰۰۸

آبان
۲۶

عدم کشش!

شهریور
۱۹

هواپیما

سرجوخه*: در هنگام کمبود اکسیژن لطفا ماسک را بر روی صورت خود قرار دهید تا سایر مسافرین چهره وحشت زده شما را نبینند

ماداگاسکار: فرار به آفریقا

Private: In case of a loss of oxygen, please place your masks over your faces to hide your terrified expressions from the other passengers

Madagascar: Escape 2 Africa

*یکی از پنگوئنها

« نوشته‌های قدیمی‌تر